شنبه، دی ۲۵، ۱۳۹۵

"نشود فاش كسى
آنچه ميان من و توست"



فكر ميكردم غزل حافظه. نگو كه سايه گفته. شهريار هم كم آورده جلوى سايه خشمش گرفته بهش گفته "حالا ديگه جلوى دكون من دكون باز ميكنى ؟!"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر